June 20, 2025
شدم آنکس که مشتاقم بدیدار
همه سعی ام که وقت آرم پدیدار
زمان موعد و جای مناسب
که خود گیرم بآغش غرق پندار
June 13, 2025
در بندم و آزادم
خندانم و گریان
در لحظه کنونجایم
جا مانده پریشان
در حرکت دوارم
در جا زده نالان
سنگین چو کوهانم
بی وزن چو کاهان
شادی فراوانم
آتش زده در جان
خوشبختم و آرامم
در حسرت یاران
جمع همه حالانم
انسانم و انسان
نظاره گر جانم
بی پرسش و برهان
چون جویی ز احوالم
در صلح تضادان
June 6, 2025
جانا به باران گفته ام
نازکتر از بال خیال
بارد به باغ خانه ات
گلزار و گل باران کند
آنگه فروزان آفتاب
پرتو بیفشاند به مهر
گرمی نشاند بر دلت
عاری ز غم دل ها کند
با غم مشین با غم مباش
بی غم مشین بی غم مباش
این غم کزو صد آفت است
آید رود درمان کند
May 27, 2025
مدتی رویت به ظاهر کرده ای
اینک اندر عمق جان مدهوش شو
صورت کس را طنین از دل مبین
در نگاهی با دلش محشور شو
هر کسی را خوب و بد انسان کند
در نخش نی باش، به کار خویش شو
حسن و بطلانش نباشد راهبر
پیشوا شو خود قیاس خویش شو
ذات پاک و سیرتت نک فاش شد
از عصیر گنج دل سیراب شو